Back Home

اشعار محمل

اشعار عبدالله بن حسن


تا که در زمره ی عشاق پناهم دادند
ازدم قدسی شان ناله وآهم دادند

قابل این همه الطاف نبودم هرگز
به دعای چه کسی بود پناهم دادند

با همه رو سیهی لغزش و غفلت هایم
باورم نیست که در میکده راهم دادند

گر نشد وصل رخ یار میسر غم نیست
به محبان تو توفیق نگاهم دادند

خوب وبد نزد کریمان همه یکسان باشند
هر چه را بر همه دادند به ما هم دادند

هر چه گویم زکرم خانه ی دلدار کم است
رعیتی بوده ام و منصب شاهم دادند

لحظه ی روضه به هنگام دم نوحه ی عرش
در حسینه ی دل فیض دمادم دادند

از ازل بوده دلم وقف مصیبات شما
از همان روز که احرام سیاهم دادند

هرچه داریم زاحسان حسین ابن علی
روزی سال مرا بین محرم دادند

احسان محسنی فر
89/9/19
صفحه قبل صفحه بعد