Back Home

اشعار محمل

اشعار امیرالمومنین علیه السلام


ای دو جهان طور تجلاّی تو
گنج خداوند، تولاّی تو
ارض و سما خاک کف پای تو
روی خدا روی دل آرای تو

روح دو پهلوی نبی، همسرت
بیت خدا زادگهِ مادرت

وجه خدا، جان محمّد علی
فاتح میدان محمّد علی
باغ و گلستان محمّد علی
تمام قرآن محمّد علی

فوق همه خلق و همانندِ خلق
عبد خداوند و خداوندِ خلق

روح مسیحا ز دمِ کیست؟ تو
وجود زیر علم کیست؟ تو
قلب محمّد حرمِ کیست؟ تو
بر سر دوشش قدم کیست؟ تو

قوام اسلام تویی یا علی
تمام اسلام تویی یا علی

تیغ تو بشْکست چو در کارزار
داد خداوند تو را ذوالفقار
بین زمین و آسمان آشکار
گفت امین وحی پروردگار

سلام حق باد به مولا علی
نیست جوانمردی، الاّ علی

شیرخدا شیرمحمّد علی است
بازو و شمشیر محمّد علی است
دین جهانگیر محمّد علی است
تمام تفسیر محمّد علی است

آی همه فراریانِ اُحُد
اُحُد به شمشیر علی فتح شد

کیست علی؟ به خلق عالم، امیر
کیست علی؟ ولیّ حیّ قدیر
کیست علی؟ امام پیش از غدیر
کیست علی؟ رفیق پیر فقیر

علی که لحم و دمِ پیغمبر است
فاتح بَدر و اُحد و خیبر است

تو از سخن فراتری یا علی
تو فوق وهم و باوری یا علی
تو هستیِ پیمبری یا علی
تو حیدری، تو حیدری یا علی

تو گوهر ناب یمِ خلقتی
تو ناشناس عالمِ خلقتی

حجّت ما بر همگان تمام است
غصب خلافت علی حرام است
علی فقط صاحب این مقام است
علی علی علی علی امام است


جای دروغ و حیله و مکر نیست
امام زهرا که ابوبکر نیست

قسم به قرآن به محمّد به آل
شهادتین از تو گرفته کمال
بهشت دور تو زند بال بال
نماز تو نماز تو کرده حال


ستاره محو اشکِ شب های تو
بوسه زده دعا به لب های تو

روز ازل محفل ما بود و تو
حاصل ناقابل ما بود و تو
لحظه ی خلقت گِل ما بود و تو
پیش تر از ما، دل ما بود و تو

حال اگر مغز و یا پوستیم
هرچه که هستیم، علی دوستیم

من که به حد صفر هم نیستیم
تو دادی از لطف و کرم، بیستم
حال که با دوستی ات زیستم
به روی من نیاوری کیستم

مانده و از بار گنه خسته ام
بیدلم اما به تو دل بسته ام

عنایتی کن که گدایت شوم
غباری از خاک سرایت شوم
کبوتر نغمه سرایت شوم
«میثمِ» افتاده ز پایت شوم

با همه گفتم تو امام منی
مباد دست رد به قلبم زنی


1393/2/12
صفحه قبل صفحه بعد