شدم بر صورتی عاشق که بر مه می کند غوغا
چه صورت؟ صورت دلبر، چه دلبر؟ دلبر زیبا
اگر رویش نمی بینم دو چشمم چشمه ای گردد
چه چشمه؟ چشمه ی لؤلؤ، چه لؤلؤ؟ لؤلؤی لالا
اگر در باغ بخرامد دو صد غلغل بر انگیزد
چه غلغل؟ غلغل بلبل، چه بلبل؟ بلبل شیدا
خیالی را که می دارم غمم را همدمی باشد
چه همدم؟ همدم محرم، چه محرم؟ محرم دلها
نگار من بصد خوبی دو زلفش نکهتی دارد
چه نکهت؟ نکهت عنبر، چه عنبر؟ عنبر سارا
مرا از بهر جانانی نظامی شربتی باید
چه شربت؟ شربت قاتل، چه قاتل؟ قاتل جانها
نظامی گنجه ای (گنجوی)
خرامیدن: راه رفتن بناز
نکهت: بوی خوش
1394/12/14
صفحه قبل
صفحه بعد