Back
Home
اشعار محمل
اشعار حضرت علی اکبر (ع)
صفحه اصلی
علی اکبر
1
برای آنکه بخیزد کمی تقلا کرد
در قد و قامت تو قد یار ریخته
جاری عبور کردی و نم نم شدی علی
دنبال صدای دلبرم افتادم
بس که پاشیده زهم مثل گله چیده تنت
ای مرا آشفته کرده حال تو
به خودش آمد و فهمید که چشمش تر بود
چون ز فرق اکبر اندر کارزار
دوبیتی
ای تجلی صفات همه ی برترها
داغیست بر دلم که تسلا نمی شود
یم فاطمی در سرمدی، گل احمدی، مه هاشمی
بنشینم و از سوز جگر ناله برآرم
ماهم فتاده بر خاک با جسم پاره پاره
ای ملائکه محو جلوه های ذات تو
الوداع گفت و رفت و بابا ماند
در شلوغی ها تو را من بارها گم میکنم
نگاه مختصری کن به چشم های ترم
تنها نه از غمت جگرم شعله ور شده
ثمر دلم که وجود تو شده پاره چون جگرم علی
ای قامتت هبوط بهشت پدر، علی
خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شود
خواهم اگر به آن قد و بالا ببینمت
رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده
پسر می رفت میدان و پدر آهسته آهسته
پیش از دمی که چهره به خاک آشنا کنی
به خدا هیچ کسی مثل تو اکبر نشده
سلام احمد سلام داور
پسرم اى پسرم اى پسرم
یک طرف چشم پدر چشم حرم دنبالش
با تو ای غرق بخون لاله ی احمر چکنم
امیرالمؤمنین! صحرای محشر را تماشا کن
علی اکبر که بر زمین افتاد
اگر چه بردن جسمت به عهده پدر است
شرافت مات تشریفات والای علی اکبر
الا که نور و صفا آفتاب از تو گرفت
بخوان به گوش سحرها اذان علیاکبر
گفت یارب خود تسلای دلی پر آه باش
غرق خون است چرا این سر مه رو پسرم
وقت وداع از حرم نگاه پدرها
فانی ذات خدا شد، فانی دنیا نشد
1